سعيد قطبي زاده، منتقد فيلم ، در گفت وگو با خبرنگار سينمايي "مهر"، ضمن بيان اين مطلب، درمورد اداي دين "مسعود كيميايي" به آثار "نوآر" در فيلم "حكم" گفت : فيلم "حكم" دو فصل جداگانه دارد و يكي از اين بخشها، اداي دين به آثار شاخص سينماي " نوآر " است. در "حكم" به صورت مشخص، به سه فيلم اداي دين مي شود، "سزار كوچك"، "قتل" و "سانست بلوار" . شخصيت يردازي محسن (پولاد كيميايي) يك جورهايي بزرگداشت كاركتر آلن دلون درفيلمهاي فرانسوي ژان پير ملويل است و از اين جهت، بخش مهمي از شخصيت پردازي و فضا سازي فيلم، مبتني برمدل و الگوي فيلم "نوآر" است .
سعيد قطبي زاده در ادامه به مهر مي گويد : مدل مردن محسن در "حكم" آنقدر آشكار و واضح نشان از اداي دين كيميايي به فيلم "سامورايي" ژان پير ملويل دارد كه احتياجي به بازگويي ندارد و صرف تعريف يك خاطره از صادق هدايت و صحبت كردن از شخصيت عبدالحسين نوشين از جانب رضا معروفي، نمي تواند به فيلم جنبه بومي بدهد. براي بومي بودن فيلم، شايد بتوان به نحوه گويش و زبان فيلم و شخصيتها تكيه كرد و يا اينكه از نوع معماري شهر تهران كه توسط كيميايي در فيلم ارائه مي شود، مي توان به جنبه هاي بومي بودن "حكم" پي برد .

مسعود كيميايي و بهرام رادان پشت صحنه "حكم"
اين منتقد سينما مي افزايد : كاراكتر رضا معروفي(عزت الله انتظامي) نيز مي تواند اداي ديني باشد به شخصيت ژان گابن در "دسته سيسيلي ها" يك كاراكتر تك رو و مستقل و با تجربه و پر از گذشته و كسي كه همواره انتظار يك اتفاق تازه در زندگي اش را مي كشد.
قطبي زاده تاكيد مي كند : هر اثري به نوعي يك كار اجتماعي محسوب مي شود، به خصوص فيلمهايي كه حوادث آنها در شهر رخ مي دهند. "حكم" هم همين ويژگي را دارد و در آن به گذشته شخصيتها، خواسته ها، دغدغه ها و خاستگاه و طبقه اجتماعي شان پرداخته مي شود.
وي متذكر مي شود : من كلا به تقسيم بندي فيلمها به آثار اجتماعي و غير اجتماعي اعتقادي ندارم. به طور مشخص اگر بخواهم درمورد "حكم" و مسئله فرد و اجتماع نظر بدهم بايد اشاره كنم كه فيلم يك نگاه بسيار دقيق و زيبا و دراماتيزه شده به نسلي كه از يك دهه قبل درسينما يك نوع تفكر تيليغاتي را رواج داده، دارد. آدمهايي كه بي دليل گنده شده اند و كيميايي در "حكم" سرنوشت اين شخصيتها را به شكل تراژيك روايت كرده است.
اين كارشناس سينما در خاتمه مي گويد : "حكم" مرثيه اي است براي جوانهاي فيلم " اعتراض " و سرانجام اين نسل با آرمانخواهي هاي شان و روزنامه و كتاب خواندن هاشان كه حالا و در زمان فعلي، تبديل به آدمهاي جنايتكار شده اند، آدمهايي كه به انتها و پايان راه رسيده اند و رويا و آينده اي در پيش رو ندارند.


نظر شما